هنرستان فنون برتر

راه های پیشگیری از تولد نوزاد نارس


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۳:۴۹:۱۶ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

گفت‌وگو با دستفروشی که از ناچاری اقدام به خودسوزی کرد

سلامت نیوز:ر اینکه وضعیت اقتصادی در حالت نابسامانی است کسی شک ندارد اما خوب است برای مقدمه نگاهی گذرا به وضعیت بیکاری کشور بیندازیم. در طول چهار سال گذشته بیکاری با روندی صعودی رو به افزایش است به‌گونه‌ای که با بیش از سه میلیون و 300 هزار نفر در سال 95 رکورد بیکاری در تاریخ بعد از انقلاب شکسته شد.

به گزارش سلامت نیوز، فرهیختگان نوشت: البته باید توجه کنیم که این رکورد با کسر سربازان، دانش‌آموزان، دانشجویان، اقشار با شغل پاره‌وقت تا دو ساعت در هفته و اقشار مختلف دیگر است که اگر این آمار جمعیت فعال بر آن بیکاران افزوده شود، آمار کشور وضعیت به‌شدت بحرانی‌تری پیدا می‌کند. افزون بر رشد بیکاری در سال‌های گذشته می‌توان به دو مساله دیگر نیز اشاره کرد که حال بد اقتصاد را بیشتر به رخ می‌کشد؛ مساله اول افزایش شکاف طبقاتی طی سالیان گذشته است و دیگری بحران ورشکستی بانک‌ها و موسسات مالی که امروز به خبر شماره یک فضای رسانه‌ای غیررسمی بدل شده است. در کنار همه اینها باید به مساله «تبعیض» نیز اشاره کرد که نمونه‌های بارزی چون «فیش‌های نجومی» و «عدم چرخش نخبگان» باعث ریشه‌دار شدن آن در جامعه شده است.

در این وضعیت اقتصادی «اعتراض» امری بدیهی به نظر می‌رسد اما آن نیز خود گونه‌های مختلف دارد که از هر کدام می‌توان برداشتی متفاوت داشت. جامعه‌شناسان معتقدند هر اندازه اعتراض جمعی و عمومی‌تر باشد نمودی است از آنکه جامعه پویاتر و زنده‌تر است و امید به اصلاح روندهای غلط در جامعه بیشتر دیده می‌شود و در مقابل هر اندازه اعتراض به لایه‌های زیرین جامعه رود و به صورت ناهنجاری‌های مختلف ظهور و بروز کند خطر «مرگ اجتماعی» آن بیش از پیش خواهد بود و اتفاقا این گونه اعتراضات تاثیرات منفی اجتماعی بالایی هم به‌همراه خواهد داشت.

«خودکشی» یکی از انواع «اعتراضات خاموش» است که در سال‌های گذشته روند افزایشی داشته است. سال 90، 3512 نفر، سال 91، 3640 نفر، سال 92، 4055 نفر، سال 93، 4095 نفر، سال 94، 4029 نفر و سال 95، 4405 نفر بوده است که نسبتا رشد قابل توجهی را نشان می‌دهد و این امر باید مدنظر قرار گیرد که آمار اقدام به خودکشی چیزی حدود 20 برابر اعداد یاد شده است. سوژه گفت‌وگوی ما یکی از آنهایی است که خودکشی کرده اما زنده مانده است. «امیر احمدی» فارغ‌التحصیل حسابداری و اهل کرمانشاه است. او به دلیل بیکاری به تهران مهاجرت کرد اما در اینجا نیز درنهایت به «دستفروشی» مشغول شد و به دلیل مشکلاتی که برایش به وجود آمد در اعتراض به وضعیتش اقدام به خودسوزی کرد. جزئیات آنچه بر او گذشته را در ادامه می‌خوانیم.

ممنون از اینکه دعوت ما را پذیرفتی؛ می‌توانی یک مقدار از خودت و اوضاع زندگی‌ات برای ما بگویی؟

امیر احمدی هستم متولد کرمانشاه. در خانواده‌ای زندگی می‌کنم که سطح مالی پایینی داریم. فارغ‌التحصیل رشته حسابداری‌ام. در شهرستان خودمان در کرمانشاه درس خواندم اما آنجا برای من کاری نبود. به علت مشکلات مالی زیادی که داشتیم مجبور شدم برای پیدا کردن کار و گذران زندگی خود و خانواده‌ام، به تهران بیایم. در ابتدای ورودم در جاهای مختلفی ازجمله رستوران کار کردم ولی حقوقی که می‌گرفتم، کفاف زندگی‌ام را نمی‌داد چه رسد به آنکه کمک‌خرج خانواده‌ام باشد. من زن هم دارم و باید بیشتر درآمد می‌داشتم. در رستوران رسما از کارگران بیگاری می‌کشیدند و از حداقل حقوق کارگری هم کمتر می‌گرفتیم.

با راهنمایی یکی از دوستان به شغل دستفروشی روی آوردم. چند سالی به این شغل مشغول بودم. وضعیتم مناسب نبود اما مجبور بودم. طی این چند سال بارها ماموران شهرداری به من تذکر داده بودند و گاه اقدام به جمع کردن بساط دستفروشی‌ام می‌کردند ولی از سر ناچاری، باز به کارم ادامه می‌دادم.

اگر مخیر بودی بین آنکه حسابدار یک جایی شوی یا یک کار دیگر یا دستفروشی باز دستفروشی می‌کردی؟ یعنی درآمد این دستفروشی برایت بهتر بود؟

مسلما نه؛ من اگر حق انتخاب داشتم که قطعا دست به این کار نمی‌زدم. من مدرک دانشگاهی دارم و از نبود کار و بدبختی دست به این کار زدم. آن قدری هم درآمد نداشتم. من روسری می‌فروختم. از هر روسری دو یا سه هزار تومان درمی‌آمد و نهایتا در روز 10تا روسری فروش می‌رفت. یعنی روزی ۳0،۲0هزار تومان دشت ما بود. تازه این در شرایطی بود که بساط‌مان را جمع نکنند که اگر این کار را می‌کردند حقوق یک ماه‌مان را دوباره باید می‌دادیم جنس بخریم.

پاتوقت کجا بود؟

من با چند تا از همشهری‌هایم یک خانه اجاره کرده بودیم در میدان راه‌آهن؛ خانه که چه عرض کنم یک جایی که فقط بتوانیم شبی 6 ،هفت ساعت بغل به بغل هم استراحت کنیم. روزها با هم در خیابان جمهوری نرسیده به خیابان ولیعصر جلوی پاساژ شانزه‌لیزه بساط می‌کردیم.

داستان این حادثه و این بلایی که بر سر خودت آوردی چه بود؟

سال 94 نزدیک عید بود و تقریبا در تمامی خیابان‌ها بساط دستفروشان پهن بود. انصافا ماموران شهرداری هم به تذکر قناعت می‌کردند و فقط مراقب بودند بساط دستفروشان مزاحمتی برای رفت‌و‌آمد عابران و مغازه‌دارها به وجود نیاورد. گاهی هم البته بساط‌مان را جمع می‌کردند. در آن منطقه‌ای که ما بساط می‌کردیم-روبه‌روی پاساژ شانزه‌لیزه خیابان جمهوری- بیشتر گیر می‌دادند. خصوصا آنکه صاحبان پاساژ خیلی اعتراض می‌کردند و حالا شاید با ماموران ساخت و پاخت هم می‌کردند.

ما جزء طبقه محروم هستیم اما کرامت انسانی داریم. ولی در آن موقعیت‌ها صاحبان پاساژها اصلا با ما رابطه درستی نداشتند، با اینکه مثلا من روسری‌فروشی بودم که روزی 20، 30 هزار تومان از این روسری‌فروشی عایدم می‌شد و هیچ کاری و هیچ شباهتی به اجناس میلیونی داخل پاساژ شانزه‌لیزه نداشتم اما آنها با ما رفتاری ناشایست داشتند و به هر طریقی با روح و روان ما بازی می‌کردند. تا اینکه ششم اسفند 94 بود که یک چهار لیتری بنزین آماده کردم. تصمیم داشتم زمانی که آنها برای آزار و توهین من اقدام می‌کنند، بنزین را روی خود یا اجناسم بریزم و تهدید کنم اگر دست از توهین به من برندارند، خودم و وسایلم را بسوزانم. گمان می‌کردم کار درستی انجام می‌دهم و او دست از سر من برمی‌دارد. من نمی‌خواستم کاری بکنم اما فکر می‌کردم با این تهدید دست از سر ما بردارند.

آن مامور با علم به اینکه من بنزین دارم، شروع به تحریک و تحقیر من کرد و هر چه گفتم خودم را می‌سوزانم، تهدید کرد که اگر نسوزانی، مرد نیستی. واقعا قصد خودسوزی نداشتم ولی در اثر فشارهای روحی که روی من بود فندک را روشن کردم و شدم این چیزی که می‌بینی!

یادم می‌آید دور خودم می‌چرخیدم و می‌سوختم. یکی از مغازه‌داران که کپسول آتش‌نشانی داشت مرا خاموش کرد. از آنجا مرا به بیمارستان شهید مطهری رساندند. فکر می‌کنم حدود یک ماه در کما بودم. نزدیک به 37-36 درصد دچار سوختگی شدم (سوختگی درجه 3). تمام هزینه بیمارستان هم به گردن خودم افتاد.

در آن چند روز که در کما بودی یا بعد از آن کسی به سراغت آمد از احوالت جویا شود؟

از اهالی پاساژ که نه! آنها فکر می‌کردند من مرده‌ام. از مسئولان و مثلا شهرداری هم کسی نیامد. بدبختی‌ام آن بود که من یک روز قبل از انتخابات مجلس این کار را کردم و شائبه سیاسی‌کاری باعث شد خیلی‌ها برخورد سیاسی‏امنیتی با من بکنند و رسانه‌ها به این خاطر سراغ من نیایند. حتی یک روز یک خبرنگار مخفیانه آمد بیمارستان و گفت من می‌خواهم از جزئیات اتفاقی که برایت افتاده گزارش تهیه کنم و او هم رفت و خبری از او نشد. من هم کمی محتاط بودم. خانواده من مذهبی و انقلابی هستند، پدرم رزمنده بوده و عمویم اسیر بوده است؛ خودم هم بسیجی بودم و دوست نداشتم ابزاری برای سوءاستفاده دشمن علیه ایران شوم.

با چه تحلیلی دست به این اقدام زدی؟

فکر می‌کردم دارم اعتراض می‌کنم. گفتم این هم یک‌جور اعتراض است، بیشتر هم شنیده می‌شود. توجه به ما هم بیشتر می‌شود. من از نداری خودم و فاصله‌ام با آن مسئولی که به او رأی دادم ناراحتم. گاهی شب‌ها نان خالی هم نداشتم –حالا هم ندارم- اما آن نماینده مجلس ناراحت است که چرا حقوق چند میلیونی‌اش کم است! آن دولتمرد حقوق نجومی دارد. من از این تبعیض‌ها متنفر بودم، گفتم یک اعتراض می‌کنم و همه مردم همراهی‌ام می‌کنند اما تهش هیچی نشد.

خب بعدش چه شد؟

این اتفاق مشکلاتم را کمتر که نکرد، بیشتر هم کرد. آن مامور به کار خود برگشت و شکایتم از او به هیچ جا نرسید. در آخر من ماندم و بدنی سوخته و از کار افتاده. دو سال تمام نتوانستم هیچ کاری انجام دهم. سوختگی دست و صورت و بدنم مرا کاملا درمانده کرده بود. یکی از مشکلاتم این بود که نمی‌توانستم در انظار عمومی حاضر شوم. خیلی‌ها از دیدنم می‌ترسند و فرار می‌کنند. الان هم همیشه سعی می‌کنم کلاه به سر داشته باشم و سرم پایین باشد که کسی چهره‌ام را نبیند. این را هم بگویم که چند وقتی است تحت پوشش کمیته امداد قرار گرفته‌ام و حقوق ناچیزی می‌گیرم که باز هم گذران زندگی‌ام نمی‌شود، حالا هزینه‌های درمانم که هیچ!

می‌گویند اینها که این کار را می‌کنند هزینه‌های مادی و معنوی که ایجاد می‌کنند خیلی بیشتر است.

بله، الان خیلی مشکلات دارم. شاید اگر به 6 اسفند 94 برگردیم دیگر چنین اعتراضی نمی‌کردم یا کاشکی مرده بودم چون این همه هزینه به خودم، خانواده‌ام و اطرافیانم تحمیل نمی‌شد.

وضعیت فعلی‌تان چطور است؟

در حال حاضر من با سه مشکل مواجهم؛ خانواده‌ام دچار بحرانند، مادرم بیمار شده و همسرم به‌خاطر رسیدگی‌هایی که به من کرده پیر شده. هزینه‌های بالای درمانم وجود دارد و من توان پرداخت آنها را ندارم و همچنان هم بیکارم.

نهادهای حمایتی تا الان سراغ شما نیامده‌اند؟

کمیته امداد بعد از چندین ماه از حادثه من را تحت پوشش قرار داده است اما صرفا کمک خرج زندگی‌ام را می‌دهد که آن هم بسیار کم است اما در مورد هزینه‌های درمانم نه؛ هنوز هیچ‌جا کمک جدی به من نکرده است!


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۲:۵۳:۱۹ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

لزوم گسترش آموزش مدیریت پرستاری در بحران

سلامت نیوز:رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، گفت : با گسترش آموزش مدیریت پرستاری بحران ، جامعه از تجربه و هنر پرستاران در شرایط خاص بیشتر بهره مند می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در مراسم افتتاحیه کارگاه کشوری " مدیریت پرستاری بحران " که در این دانشگاه برگزار شده است، گفت: با گسترش آموزش مدیریت پرستاری بحران، جامعه از تجربه و هنر پرستاران در شرایط خاص بیشتر بهره مند می شود.
محمد کمالی افزود: برگزاری کارگاه کشوری " مدیریت پرستاری بحران " نشان می دهد که نگاه سنتی به حرفه پرستاری که فقط نقش آنان در بیمارستان ها و مراکز درمانی دیده می شد، تغییر کرده و در طول سال های اخیر، این تفکر متحول شده و گستره پرستاری به بخش های آموزشی، بحران، مراقبت در منزل و ... کشیده شده و دامنه آن در حال گسترش است.
وی اظهارداشت : بعد از زلزله رودبار، این تفکر در سازمان بهزیستی کشور شکل گرفت که سه مرحله (خدمات قبل از بحران، در حین بحران و بعد از بحران) باید در حوزه توانبخشی در نظر گرفته شود و هم اکنون، این تفکر عینا در حوزه پرستاری در حال شکل گیری است که تیم تخصصی از پرستاران تشکیل شود تا در زمان بحران، سلامت مصدمان را مدیریت کند.
رئیس دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در عین حال تاکید کرد: تشکیل این تیم تخصصی، سعه صدر دولت، مسئولان، مردم و کادر پرستاری را می طلبد تا بتوانند از این تیم در مواقع لزوم و در زمان مناسب بهره ببرند و این افراد، اولین کسانی باشند که در شرایط بحرانی، به صحنه بیایند و به مسئولیت خود عمل کنند.
کمالی خطاب به شرکت کنندگان افزود: امیدوارم طی سه روز برگزاری کارگاه آموزشی " مدیریت پرستاری بحران " بتوانید ضمن مباحثه، یادگیری داشته باشید و با انتقال آموزش ها به همکاران خودتان در سراسر کشور، مدل مطرح شده در این کارگاه را به مدل تکامل یافته تری تبدیل کنید.
وی در بخش دیگری از سخنانش، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و رشته پرستاری در این دانشگاه را معرفی کرد و گفت: این دانشگاه که به ظاهر دانشگاه کوچکی است اما کارهای بزرگی تاکنون انجام داده است، از سال ۱۳۷۱ تاسیس شده و با توجه به ایده تاسیس این دانشگاه که برپایه کمک به سازمان بهزیستی و فعالیت های توانبخشی استوار بود، یکی از اولین رشته های ایجاد شده در این دانشگاه، " پرستاری توانبخشی " بود که بمرور تخصصی تر شده و هم اکنون در سه حیطه (پرستاری توانبخشی، پرستاری روان و پرستاری جامعه) در آموزش و تربیت دانشجو در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری نقش دارد و جایگاه خوبی را در میان دانشگاه های علوم پزشکی کشور کسب کرده است.
وی افزود: هم اکنون، ۲۲ گروه آموزشی و هشت مرکز تحقیقات در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی فعالیت می کنند که از جمله آنها گروه آموزشی و مرکز تحقیقات ژنتیک است که جزو اولین و معتبرترین مراکز تحقیقاتی کشور محسوب می شود و توانسته در حوزه معلولیت ها و شناسایی ژن هایی که در این زمینه نقش دارند، فعالیت کند.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۷:۰۸ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری ۹۶ و ۲۰۱۷

جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری ۹۶ و ۲۰۱۷

photo 2017 03 21 10 49 16 جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017

نگاهت هرقدر هم ڪہ دور باشد

آرامم میڪند…

وآواے آمدنت را در گوشم زمزمہ….

چقدر رسیدنت را دوست دارم…

آغوشم در ازدحام سرماے تنهایے.

جملات عاشقانه زیبا

همیشه با من بمان

هیچکس

عاشقانه تر از من،

نمی‌تواندتو

را بسراید

تو در تمام لحظه‌هایم

تکرار می‌شوی

اما؛هیچگاه

تکراری نمی‌شوی

جملات عاشقانه زیبا

اگر جای مروت نیست با دنیا مدارا کن

به جای دلخوری از تنگ بیرون را تماشا کن

دل از اعماق دریای صدف‌های تهی بردار

همین‌جا در کویر خویش مروارید پیدا کن

چه شوری بهتر از برخورد برق چشم‌ها باهم

نگاهش را تماشا کن، اگر فهمید حاشا کن

من از مرگی سخن گفتم که پیش از مرگ می‌آید

به «آه عشق» کاری برتر از اعجاز عیسا کن

خطر کن! زندگی بی او چه فرقی می‌کند با مرگ

به اسم صبر، کم با زندگی امروز و فردا کن

جملات عاشقانه زیبا

بیزارم از آن عشق

ڪہ عادت شده باشد

یا آن ڪہ گدایے

محبت شده باشد …

دلگیرم از آن دل

ڪہ در آن حس” تملڪ “

تبدیل بہ غوغاے

 ” حسادت ” شده باشد …

جملات عاشقانه زیبا

این تب زده را هیچکسی یار نبود

پشت من بخدا ذره ای دیوار نبود

هرکسی آمد و نیشتری بر من زد

چه کنم جاده از کودکی هموار نبود

جملات عاشقانه زیبا

نگاهت را به من بسپار

که چشمانم برای توست

قدم آهسته تر بردار که

قلبم زیر پای توست

جملات عاشقانه زیبا

“دوقدم مانده

به خندیدن برگ

یک نفس مانده به

ذوق گل سرخ

چشم درچشم بهاری

 دیگر ….

تحفه ای یافت

نکردم که کنم هدیه تان

یک سبدعشق ومحبت

دارم

جملات عاشقانه زیبا

ڪــــار مـــون شـــــده

دوســـــت داشـــــتــــن

ڪــــــســــــایــــی

ڪـــــه آخـــــر مــــال مــــا

 نـــمــــیـشــن

جملات عاشقانه زیبا

اگه کسی رو دوست داری،

فقط بهش بگو

 اندازه تمام بی وفایی های دنیا

دوست دارم…

چون

تنها بی وفایی های دنیا هستند

که تمومی ندارند

جملات عاشقانه زیبا

جانا بجز از عشق تو دیگر هوَسم نیست

سوگند خورَم من  ، که بجای تو کَسم نیست

امروز منم عاشق بی مونس و بی‌یار

فریاد همی خواهم و فریاد رسَم نیست

در عشق نمی‌دانم درمانِ دلِ خویش

خواهم که کنم صبر ولی دست رسَم نیست

خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم

از تنگ دلی جانا  ، جای نفسم نیست..

جملات عاشقانه زیبا

صفرعاشقی باتو همیشه

 ساعته عشقه

در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ

آنقــَــَدر آرام مۓ شوم

کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم

بـایـ ـد نفس بکشم

جملات عاشقانه زیبا

جمعہ

نہ تلخےتکرار است

نہ حسرت دیدار

جمعہ

لباسہاےچرک هفتہ را مےشوید

و پہن مےکند روےدیوار انتظار

جمعہ

تنہاترین روز هفتہ است

نہ زوج مےشود!

نہ فرد مےآید!

جملات عاشقانه زیبا

جمعہ دارد بہ نڪَاهم,

 نفسم می‌خندد

انتظار تو مرا

سُخره‌ےایّامم ڪرد

جمعہ آمد

 خبرے باز نیامد امّا

بوے عطرت بہ مشامم زد

 و آرامم ڪرد

با دوستانتون به اشتراک بذاریدfacebook جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017email جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017twitter جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017linkedin جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017google جملات عاشقانه زیبا و جذاب بهاری 96 و 2017

برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۰۸:۱۶ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

پخش زنده جام کنفدراسیون ها ، نیوزلند – پرتغال


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۳۵:۰۷ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

یک هشدار عجیب؛ ارتباط کرم‌های مرطوب‌کننده با خطر آتش‌سوزی

سلامت نیوز: یکی از کارشناسان ارشد آتش‌نشانی در انگلیس هشدار داده که صدها مورد مرگ ناشی از آتش‌سوزی به استفاده از کرم‌های پوستی حاوی پارافین ارتباط داشته است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، او می گوید که اگر افراد به طور مداوم از کرم‌های چرب‌کننده پوست استفاده کنند و ملافه‌ها و لباس‌هایشان را مرتب عوض نکنند، پارافین موجود دراین کرم‌ها جذب بافت پارچه می‌شود و به عنوان یک ماده قابل اشتعال، مثلا در اثر یک جرقه سیگار یا حتی قرار گرفتن در نزدیکی شعله بخاری، شعله‌ور می‌شود.

بر اساس گزارش بی‌بی‌سی در بیشتر کرم‌های موجود در بازار، درباره این خطر هشدار داده نشده است. بهار سال گذشته این شبکه خبری در گزارشی منتشر کرده بود که از سال ۲۰۱۰ میلادی، دست‌کم ۳۷ مورد مرگ بر اثر آتش‌سوزی، مربوط به استفاده از کرم‌های حاوی پارافین بوده و از نوامبر ۲۰۱۶ هشت مورد دیگر به این آمار اضافه شده است.

به گفته کارشناسان، کرم‌های دارویی هم که برای درمان اگزما و بیماری‌هایی مانند "پسوریازیس" استفاده می‌شود، ممکن است همین خطر را داشته باشد.

کریس بل، مامور آتش‌نشانی در مرکز کنترل امداد و نجات آتش در یورک‌شایر غربی می‌گوید که به احتمال زیاد، تعداد دقیق مرگ‌هایی که به مصرف این کرم‌ها مربوط بوده، خیلی بیشتر از این آمار است.

مارک هازلتون، مدیر بخش ایمنی آتش‌نشانی لندن با تایید این نگرانی می‌گوید: خیلی از گروه‌های آتش‌نشانی امکان استفاده از تیم تحقیقات پزشکی قانونی ندارند و نمی‌توانند نقش پارافین را در گسترش آتش به طور دقیق تخمین بزنند.

به عنوان مثال برایان بیکات، ۸۲ ساله، اهل غرب یورک‌شایر، تابستان گذشته بر اثر آتش‌گرفتن لباس‌هایش دچار سوختگی درجه سه شد و پس از چند روز در بیمارستان درگذشت. یک جرقه از سیگار او باعث شده بود که لباس‌هایش که آغشته به پارافین کرم پوست بوده، شعله‌ور شود.

سازمان نظارت بر محصولات دارویی و بهداشتی انگلیس از سال گذشته از تولیدکنندگان کرم‌های زیبایی و دارویی خواسته تا در محصولات خود حتما هشدارهای ایمنی درباره خطر اشتعال‌زا بودن این کرم‌ها را یادآوری کنند.


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۳:۵۳ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

بیکارترین استان‎ها اعلام شدند + جدول


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۸:۲۷:۰۵ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

پیامک طنز و جوک جدید خرداد ۹۴

دوست دخترم بهم گفت: ﻣﻨﻮ چه قدر ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ؟

منم گفتم : ﻗﺪ دریا

بهم گفت : ﻣﺮﺳﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ!

ﺣﺎﻻ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ “دریا “

ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ دوست دخترمه . . .

من اصلا بین دوست دخترام فرق نمی ذارم.

ینی بغض گلومو میگیره بخوام خیانت کنم بهشون

والااا . . .

جوک خنده دار ۹۴

عاقا امروز

از بانک ملی به من زنگ زدن

گفتن ۵ تومن بردار بیار

میخوایم از حسابت کم کنیم

هیچی توش نیست !!!!

جوک جدید ۹۴

دلم میسوزد وقتی میبینم

توی شهرداری

حقوق

آنهایی که جدول حل می کنند ،

بیشتر از

آنهایی است که جدول رنگ می کنند

استاتوس خنده دار ۹۴

یــــکی از فانتزیــــــام ایـــــــــــــنکه که

وقـــتی ناراحـــتم نــــخــندم
.
.
.
ولی بـــازم میـــــخندم کلا موقعیت سرم نمیشه

ناراحــــــــــتما ولے خــــــــــل بازیام سره جاشــــــــــه

اس ام اس خنده دار ۹۴

من دلخورم…
.
.
.

البته جیگرو قلوه هم اگه باشه میخورم!

کبابو که نگوووووو . . .

پیامک خنده دار ۹۴

دلم واسه نسل بعدی میسوزه!!
.
.
.

با یه مشت پدربزرگ ابرو برداشته چیکار میکنن!!!

پیامک خنده دار ۹۴

سوال تاریخ چند سال دیگه:

مدیر گروه که بود و چه کرد؟؟؟

جواب:

یکى از فرماندهان سلسله فیسبوکیان بود

که تعدادى از افراد بیکار را دور خود جمع

و با نشان دادن مطلبهاى مختلف فیلم عکس با انان پیمان میبست

و در مقابل اقوامى همچون :

واتساپیان ،وایبریان،ال لاین، ال تلگرام و……از انان محافظت مینمود

و مانع از گرویدن اقوام خود به گروههاى دیگر میشد..

جوک باحال ۹۴

ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﮕﻪ :

“ﺍﮔﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﺮﺍﺕ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ”

ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯿﮕﻪ :

“ﺑﻤﯿﺮﻣﻢ ﻧﻤﯿذﺍﺭﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯿﻔﺘﻪ”
.
.
.
به ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﺍ ﻭ ﺯﻧﺎﯼ ﻋﺎﺷﻖ که ﻫﺮﺩﻭﺷﻮﻥ حرف ﻣﻔﺖ ﻣﯿﺰﻧﻦ!

عشق واقعی موقع تقسیم ته دیگ سیب زمینی مشخص میشه موافقین؟

اس ام اس جدید ۹۴

به علت کم شدن ارزش پول ملی .کمیته امداد طی بیانیه ای اعلام کرد:

مومنین توجه داشته باشند که از این پس

صدقه زیر هزار تومان هیچ بلایی را دفع نمیکند…!

اس ام اس طنز

یکی از سرگرمیام اینه که هرجا خانوما چاقو دستشونه…

.
.
.
.
.
برم از جلوشون رد شم تا دستاشونو ببرن . . .

کلاس خنده

یه سوال
.
.
.
.
.
با جوک هم میشه مخ زد ؟؟؟؟

من دیگه خسته شدم اگه نمیشه دیگه جوکـ نذارم …

طنز ۹۴

تعدادى از رازهای خونه داری :

وقتی دارید یخ بر میدارید، اگه یک یخ افتاد،

با پا بزنین بره زیر یخچال!!!

اگه رو فر ش یه پارچ آب ریختین…

در کمال خونسردی یه بالش بزارین روش تا خودش خشک شه

اگه نمک ریختین

دیگه خودتون میدونین که! با دست بزنین پخش وپلا شه

و در آخر

اگه فلفل ریختین،

اینجا چون بو میده باید ترکیبی عمل کنید

اول بزنید پخش و پلا بشه بعد دو لیوان آب بریزین روش ،

بعد بالش بزارین روش

تا نکات خانه داری دیگر خدانگهدار

جوک شیخ

روزی شیخی به یک گدا رسید

اما گدا به شیخ نرسید .

بنابراین شیخ مقام اول را کسب کرد و گدا دوم شد..

تا مسابقاتی دیگر خدا یارو نگهدارتون.!…


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۲۲:۲۸ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

اس ام اس سوزناک


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۱۰:۲۳ توسط:fonoonebartar1dw موضوع:

رونمایی از پیراهن پرسپولیس برای دربی ۸۵ +عکس


برچسب: 0،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۰۵:۴۶ توسط:fonoonebartar1dw موضوع: